محمد مهدى ملايرى

52

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بين استادان و محقّقان ادب عربى درباره نثر فنّى عربى جريان داشت . و پيش از اين بدان اشاره شد . و ربط اين رساله‌ها با آن بحث و جدلها در اين بود كه آنچه در اصطلاح محقّقان معاصر عرب نثر فنّى خوانده مىشود همان نثر ديوانىاى است كه آن را دبيران ديوان خلافت كه سرشناسان ايشان عموما فارسىزبان عربىنويس بوده‌اند در زبان عربى بوجود آورده‌اند . و اين هم از طريق نظام ديوانى ايران كه نخستين تشكيلات دولت ساسانى بوده كه پس از سقوط آن دولت به حكم ضرورت در دولت خلفا باقى مانده يا بوجود آمده است به زبان عربى راه يافته . در اينجا اين توضيح بايد اضافه شود كه از ديوانهاى ساسانى آنها كه به حكم ضرورت در دولت خلفا همچنان باقى ماندند ديوانهاى خراج بودند كه با زبان فارسى و دبيران فارسىزبان خود به دولت جديد منتقل شدند ، و در دههء هشتاد هجرى بود كه حجّاج بن يوسف نخستين بار ديوان عراق را به عربى برگرداند و ديوانهاى جاهاى ديگر تا مدّتها پس از اين نيز همچنان به زبان فارسى بود « 1 » و ديوانى كه در دولت خلفا دوباره بوجود آمد ديوان رسائل يا ديوان انشاء بود كه آن هم گرده‌اى از دبيرخانهء دربار ساسانى بود كه به‌وسيلهء دبيران و وزيران ايرانى ولى با زبان عربى بنياد يافت و خود آنان متصدّيان و گردانندگان آن بودند . وزيران و دبيرانى كه در آن هنگام خود از راهبران خلافت اسلامى بشمار مىرفته‌اند و آنچه از آثار دولت ساسانى را براى ادارهء بهتر امور خلافت مفيد مىيافته‌اند به آن منتقل مىساخته‌اند و نثر ديوانى و فنّى هم بدين‌سان و به‌وسيلهء همين دبيران در زبان عربى راه يافت و باليد و شاخه گسترد . و آنچه در اين رساله‌ها و به‌خصوص در رسالهء اخير مورد اهتمام بود اين بود كه نشان داده شود كه راه تحقيق در نثر فنّى عربى و چندوچون و كيفيّت آغاز و گسترش آن تنها از درون زبان عربى و محدودهء محلّى آن نمىگذرد ، بلكه

--> ( 1 ) - آگاهى بيشتر را در اين زمينه در مقاله‌اى از نگارنده در « مقالات و بررسيها » نشريهء دانشكدهء الهيّات و معارف اسلامى ، دانشگاه تهران ، دفتر سوم و چهارم سال اوّل با عنوان « نقل ديوان عراق از فارسى به عربى ، روايتى دربارهء آن و توضيحى دربارهء آن روايت » خواهيد يافت .